تو را هم شناختم _ نارُسّينه ، ارديبهشت 1380
گفتي بساز با سر شوريده، ساختم
گفتي متاز بر دل غمگين نتاختم
گفتي بباز بر سر اين قصه نقد عمر
گفتم به چشم ، عمر گرانمايه باختم
اما دريغ تلخي اين سوز و ساز را
روزي شناختم كه تو را هم شناختم
گفتي متاز بر دل غمگين نتاختم
گفتي بباز بر سر اين قصه نقد عمر
گفتم به چشم ، عمر گرانمايه باختم
اما دريغ تلخي اين سوز و ساز را
روزي شناختم كه تو را هم شناختم
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 0:1 توسط محمدعلی ابراهیمی انارکی
|
کلیه ی آثار منظوم و منثور این وبلاگ متعلق به این جانب است . استفاده از آن با ذکر منبع ،بلامانع می باشد. ابراهیمی انارکی (کویر)