گلزار عشق 4
لاله را بــر دل هــزاران داغ شد
نقشی از گلشن سوی نقاش برد
کاستی ها را یــکایک بــر شمــرد
از درخت و سبزه تا خاک و چمن
از نـهال اطــلسی تــا نــستـرن
کاین چرا سرخ است و آن یک گشته زرد؟
وین چرا گرم است و آن یک گشته سرد؟
راهرو را سنگ گر چینی نبود
این همه اسباب بدبینی نبود
از چه رو دیوارها آجر نماست؟
طاق انباری ز تیرآهن چراست؟
پشت آن دیــوار زیــر آن گــذر
مرغ ماشینی چه میخواهد دگر
زین نمط بسیار با آن پیر گفت
بیشتر می گفت و کمتر می شنفت
یا دلش می خواست کمتر بشنود
یا اگر شد روز دیگر بشنود
وقت رفتن پیر خوش کردار را
در حقیقت مالک گلزار را
بار دیگر وعده دیدار داد
وعده دیدار در گلزار داد
کلیه ی آثار منظوم و منثور این وبلاگ متعلق به این جانب است . استفاده از آن با ذکر منبع ،بلامانع می باشد. ابراهیمی انارکی (کویر)